خرید بک لینک

مامان جان. عشق ترین موجود زندگیم.

کاش من بجای تو درد میکشیدم...

کاش از عمر من کم میشد ولی تورو اینجوری اشفته و پر درد روی تخت نمیدیدم...

خدایا... کجای این قصه به دادمون میرسی؟؟؟؟!!!

برچسب: نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 9:11

امروز پشت دیواری ک تو بودی تکیه داده بودمو گریه میکردم نمخاستم گریه کنم دلم ک از دیدنت سوخته بود داشت بااشک خودشو اروم میکرد... اونجا پشت دیوار همش توهم میزدم ک داری اسممو صدا میزنی... من فدات بشم..پی

برچسب: نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 9:11

مامان... دلم میخاد پیشت بمونم دلم میخاد صندلی بذارم کنارت و بهت زل بزنم دلم میخاد هرچی چشمات باز میکنی ببینیجلوت نشستم ببینی تنها نیستی ببینی بجای همه ی شب و روزهایی ک بالا سر هر کدوم از ماها نشستی م

برچسب: نویسنده: دانیال کاظمی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 9:11

صفحه بندی